مصاحبه بعد از جلسه هييت دولت
شناسه خبر: 11318 -
چهارشنبه 2 آبان 1386 - 17:16
رئيس جمهور:
بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه.
در يك صبح بسيار زيباي پاييزي هستيم، هوا بسيار لطيف است.
ان¬شاءالله امسال هم مثل سال گذشته ملت ما از رحمت و بركات الهي در طول فصل بارندگي برخوردار باشد.
اما من دو سه مطلب را خدمتتان بگويم، بعد هم دو سه سؤال شما را جواب بدهيم. بحث اول بحث دور جديد تحركات ديپلماتيك كشور است. اگر خاطرتان باشد، من اعلام كردم دور جديد حركت ديپلماسي كشور آغاز خواهد شد: سفرهاي مسئولين به كشورهاي گوناگون، سفرهاي مسئولين كشورهاي ديگر به جمهوري اسلامي ايران، توافقات و رايزنيها، هماهنگيها براي تأثيرگذاري در محيط بين الملل، قراردادهاي گستردة اقتصادي با كشورهاي ديگر، فراهم كردن زيرساختهاي لازم براي توسعة تبادلات اقتصادي مثل روابط گمركي، روابط بانكي و مقررات تجارت آزاد. اينها در حجم وسيع شروع شده و شما اخبارش را روزانه دريافت مي¬كنيد. خود رئيس جمهور چند سفر به كشورهاي گوناگون دارد و رؤساي محترم جمهور كشورهاي مختلف سفر خواهند كرد و همين طور مسئولين در رده¬هاي گوناگون هم مي¬روند و مي¬آيند. اهدافي كه در اين دورة جديد تحركات ديپلماتيك دنبال مي¬كنيم، صيانت از منافع و امنيت ملي ايران، كمك به صلح، امنيت در سراسر جهان و بسط گفتمان صلح، عدالت و برادري در جهان است كه من فكر مي¬كنم شما امروز آثارش را مي¬بينيد كه به فضل الهي ادبيات، آرمانها، اخلاق و فرهنگ ملت ايران به طور جدي در صحنه¬هاي گوناگون جهان مطرح است و بر تصميم¬گيران، سياستگذاران و عمل¬كنندگان در عرصه¬هاي گوناگون مؤثر است.
نكتة دوم بحث هسته¬اي است. اگر خاطرتان باشد و هست، بنده اعلام كردم از نظر ما موضوع سياسي هسته¬اي ايران خاتمه يافته است. علتش هم روشن است. چند سال قبل گروههايي آمدند با استفاده از قدرت و نفوذ خودشان در بعضي از سازمانهاي جهاني آژانس را تحت فشار سنگين قرار دادند، گزارشهاي غير واقعي منتشر شد، به بهانة آن گزارشها يك چيز موهومي به نام پروندة هسته¬اي درست كردند. راهي را در كنار آژانس و به موازات آژانس به عنوان راه مذاكره با چند كشور اروپايي باز كردند و به طور نانوشته بخشي از حقوق و قوانين آژانس را بدون هيچ چارچوب مشخص و مباني روشن به آن چند كشور اروپايي منتقل كردند و در قالب مذاكرات آرام آرام ادعاها و تحميلاتي را عليه ملت ما سازمان دادند.
يك عنواني را به نام اعتماد سازي درست كردند. به بهانة اعتماد سازي درخواستها يكي پس از ديگري آمد؛ از قطع فعاليتها در اصفهان و در آن اواخر درخواست قطع فعاليتهاي علمي در دانشگاهها. اين روند روند معيوبي بود كه مبناي قانوني نداشت. هيچ چارچوب روشني هم نداشت كه ما بتوانيم براساس آن به نقطة روشني برسيم. خواستة آنها اين بود كه بايد اعتماد ما جلب بشود و براي اين اعتماد هم نه چارچوب مشخص و معياري بود كه اعتماد با چه معياري جلب مي¬شود، و نه يك پشتوانة قانوني كه اگر جايي اختلاف نظر بود، به آن مرجع قانوني مراجعه بشود. طبيعي بود كه در اين روند آن چيزي كه خدشه¬دار مي¬شد، حقوق ملت ايران بود. طبيعي بود كه ملت ايران اين را نپسندد. من در دورة انتخابات رياست جمهوري به صراحت اعلام كردم كه اين روند مورد پذيرش ملت ايران نيست و اگر مسئوليت به عهدة بنده گذاشته بشود، پاي همة حقوق ملت ايران تا قطره و ذره آخر خواهم ايستاد و اجازه نمي¬دهيم كه روندهاي غير قانوني يا معادلات سياسي برخاسته از مناسبات زورگويان حقوق ملت ايران را تضييع بكند.
برنامه¬ها و سياستها تنظيم شد. از همان ابتدا و حتي قبل از آغاز كار رسمي جلسات برپا شد و گفتگو شد. كار شروع شد. قبل از تشكيل دولت تأسيسات اصفهان بازگشايي شد. براي اينكه اصل بسته شدن آن كار غيرقانوني بود و بعد روند تا الان ادامه دارد كه شما مي¬دانيد. آن نقطه
كانوني¬اي كه به ملت ايران فشار وارد مي¬كرد همين انحرافي بود كه اتفاق افتاد؛ يعني از چارچوبة اساسنامه، مقررات و تعهدات متقابل بين المللي وارد عرصه¬اي شديم كه نه معياري براي اندازه¬گيري در آنجا وجود داشت و نه يك مرجع قانوني براي رجوع در مواقع اختلاف؛ يعني گفتگو كنيم هر موقع يك عده راضي شدند. خب چه وقت راضي مي¬شوند؟ خصوصاً بعضي از اينها سابقة دشمنيهاي طولاني با ملت ما دارند؛ يعني هيچ¬گاه ملت ما روي خوش يا صداقت يا كار روشني از اينها نديده بود؛ طبيعي بود كه در اين روند ما به نقطه¬اي نمي¬رسيم.
خب روند تغيير پيدا كرد، اين سياستهاي نظام و ملت ايران است. اينها را دنبال كرديم. البته در اينجا امتزاجي از دو عنصر به كار گرفته شد. عنصر اقتدار ملي كه شما ديديد بسياري از شما در سفرهاي استاني بوديد، شور و هيجان مردم را ديديد. طي دو سال در صحنه صحنة اين كشور، شهر به شهر، آبادي به آبادي حضور اقيانوس گونة مردم و اعلام نظر مردم، ايستادگي مردم، اين وحدت و همبستگي بي نظير ملي منشأ اقتدار ملي شد كه به قدرت ملت بر مي¬گردد. يك ملت مصمم شد، متحد، همدل، پشت سر رهبري، آمد وسط صحنه ايستاد و حقوق خودش را مطالبه كرد. اين عنصر اول؛
عنصر دوم ديپلماسي و تدبير ديپلماسي بسيار فعال؛ اگر شما اين دوستان را ملاحظه بكنيد، بيشترين حجم تحركات، گفتگوها، رايزنيها، رفت و آمدها و طراحيها انجام شد كه البته جهت كلي آن جهت توسعة ارتباطات و همان اهدافي بود كه عرض كردم اما جهت خاصش هم مسئلة هسته¬اي بود.
بعد از دوسال فشارهاي گوناگون، حتي تهديدهايي كه كردند؛ چقدر تهديد نظامي كردند، حتي براي حملة نظامي به ايران زمان معين كردند. از كانالهاي گوناگون جنگ رواني عليه ما درست كردند كه فلان موقع
مي¬خواهند بزنند، ما مطمئنيم. راهش هم اين است كه شما از حقوق خودتان عقب نشيني كنيد. يك چيزي به نام تعليق درست كرده بودند. گفتيم شما چند صد هزار سانتريفيوژتان دارد مي¬چرخد ما نگران نيستيم، اما ما سه هزار تا درست كرديم شما نگرانيد؟ از چه نگرانيد؟ آن كسي كه بايد نگران باشد ما هستيم، آن كسي كه بايد ادعا كند ملت ايران است. شما به چه دليل و چه ادعايي مي¬كنيد؟
البته ما مي¬فهميديم چرا. آنها به جايي رسيدند كه گفتند حتي به دلايل فني شما يك مقداري توقف بدهيد. ما مي¬دانستيم به محض اينكه توقف بدهيم شبكه جهاني پيچيدة تبليغات هجوم خواهد كرد، ملت ايران را شكست خورده معرفي مي¬كند، انسجام ملي ما را مخدوش مي¬كند و ديگر اجازه نمي¬دهد كه ما در مسير درست حركت كنيم.
راه اين بود كه بايستيم. اين ايستادگي به فضل الهي اتفاق افتاد. بالاخره ما نمي¬خواهيم بگوييم چطوري شد. اصلاً كاري نداريم. بالاخره آژانس مجدداً نقش فعال خودش را پيدا كرد. وارد صحنه شد، قضاوت عادلانه و قانوني كرد. ديديد كه به صراحت در گزارش آژانس بود كه هيچ نشانه¬اي دال بر انحراف ديده نشده است. ما مي¬توانيم صحت فعاليتهاي ايران را راستي آزمايي بكنيم و البته ديديم بعضيها خيلي عصباني شدند. انتظارش هم بود. ما به آن بعضيها كاري نداريم. معنايش اين است كه بخشي از آن كساني كه تحت هر شرايطي، حالا تحت شرايط منافع گروهيشان يا به خاطر فشارهاي يكي دو قدرت بزرگ در صف مقابل ملت ما بودند، فهميدند، كه نمي¬شود كاري كرد، نمي¬شود به اين ملت زور گفت و خودشان رضايت دادند كه كار از طريق آژانس انجام بشود؛ يعني آن مسير موازي غير قانوني ديگر اولويتش را براي ما از دست داد. آمد توي آژانس. حالا كه توي آژانس آمد يعني وجه سياسي تقريباً تمام شد. همة دنيا پذيرفته است كه كار ملت ايران صلح آميز و قانوني است و حقش است. بنابراين كسي هم نمي¬تواند به ايران زور بگويد. وقتي همه اذعان كردند بعضي از اين مسئولين آمدند به صراحت گفتند خيالتان راحت باشد، ملت ايران از كسي نمي¬ترسد. هيچ كس نمي¬تواند به ايران زور بگويد. در جلسات خصوصي هم به ما گفتند ما اشتباه مي¬كرديم. ما فكر مي¬كرديم اگر شما را تهديد بكنيم شما عقب نشيني مي¬كنيد. ما هم گفتيم ما كه به شما گفتيم اشتباه مي¬كنيد. بنابراين اميد اينكه بتوانند با يك جريان سياسي و با فشار سياسي ـ رواني امتيازي از ملت ايران بگيرند يا حقي را از ملت ايران ضايع بكنند، اين ديگر منتفي است و برگشته به آژانس. خب حالا به آژانس برگشته است. بعضيها ممكن است بگويند هنوز آژانس سؤالاتي از شما دارد چرا مي¬گوييد تمام شد؟ ما مي¬گوييم خب آژانس كه وظيفه¬اش همين است. سؤال مي¬كند ما هم توضيح مي¬دهيم. البته آژانس وظايف ديگري هم دارد. يكي از مهم¬ترين وظايفش حمايت از حقوق هسته¬اي اعضا است. بايد از ملت ما دفاع كند كه اميدواريم اين كار را هم از اين به بعد انجام بدهد. اما كار طبيعي است. صد و چهل و پنج تا عضو هستند. آژانس دائماً از همه سؤال مي¬كند. چطور وقتي به كشورهاي اروپايي يا امريكا يا به كشورهاي ديگر مي¬رود، براي سؤال و جوابش اين قدر تبليغات نمي¬كنند. سؤال كه اشكال ندارد. آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است. ما كه همه چيزمان علني و رو است. ما نگراني نداريم. كارهايي را كه مي¬خواهيم در بخش هسته¬اي انجام بدهيم از قبل اعلام مي¬كنيم. ما نگراني نداريم چون داريم قانونمند كار مي¬كنيم و اين هم در آژانس يك روال طبيعي است. سؤال مي¬كنند جواب مي¬شنوند. آژانس از همه اين سؤالات را مي¬كند. تازه سؤالاتي كه از برخي از مدعيان دارد خيلي سؤالهاي سخت¬تري است. ما كه به قول و تأييد خودشان هيچ انحرافي نداشتيم، تازه در ابتداي راهيم، اين قدر سر و صدا مي¬كنند، حالا آنهايي كه بمب ساخته¬اند ببينيد آژانس چه سؤالهايي از آنها مي¬كند. معلوم است سؤالهاي آنها خيلي سؤالهاي پيچيده و سختي است. اين يك امر طبيعي است. ما هميشه عضو آژانس بوديم، آژانس هم هميشه رفت و آمد و نظارت و سؤال و جواب داشته است. از اين جهت به نظر ما تمام شده است. ممكن است بعضيها بگويند آقا اين را نگو. امكان دارد يك بازي مجددي راه بيندازند. ما به آنها هم توصيه كرديم كه آقا يك دور بازي درست كرديد بعد از چند سال اين نتيجه¬اش شد. ما به آنها توصيه كرديم اين كار را نكنند اما آزادند. دوباره بخواهند يك بازي جديد درست كنند چه خواهد شد. خودشان را به زحمت مي¬اندازند، دوباره بعد از دوسال همين مي¬شود و ما بعيد مي¬دانيم. بالاخره ما باورمان اين است كه در برخي از طرفهاي مقابل ما انسانهاي عاقلي هم هستند. به همين خاطر مسئله از ديد ما تمام شده است، اين يك واقعيت است. بعضيها نيايند بگويند آقا يك ماه ديگر چه مي¬شود. من ديدم بعضيها اين¬قدر تحليلهاي آبكي
مي¬كنند، يكي گفته بود آقا اين يك توطئه است كه آژانس آمده به نفع ما گزارش داده است. ما ديگر نفهميديم اينها ديگر چگونه تحليل مي¬كنند. توي اينها چه مي¬گذرد.
بله گزارش به نفع ما داده تا بعداً دوباره عليه ما گزارش داد اينها بيايند [كارشكني] بكنند. خب اين همه كه گزارش عليه ما داد اينها [كارشكني]شان را كردند ديگر؛ آن چيزي كه مي¬خواستند انجام بدهند انجام دادند شد همين ديگر. ديدند كه نمي¬توانند حريف ملت ايران بشوند. ايستادگي ملت ايران آنها را پس زد. چرا بعضيها خيال مي¬كنند آنها آنقدر بي عقل¬¬اند كه يك تجربه را دوباره تجربه كنند، در حالي كه آنها
ضعيف¬ترند و ما قوي¬تر. چنين چيزي نيست. ما هم در حال گفتگو هستيم و داريم حرف مي¬زنيم. البته به شما بگويم مشي بعضي از اين قدرتهاي غربي اين است كه وقتي ما به مرز صد در پيشرفت رسيديم آنها براي اينكه اجازه ندهند ما روي صد بايستيم مي¬گويند آقا ما حالا بيست شما را پذيرفته¬ايم خواهش مي¬كنيم جلوتر نياييد. ببينيد ما چقدر كوتاه آمده¬ايم. ما هم مي¬گوييم خيلي ممنون، بزرگواري كرديد. ما حقمان تا صد است، تا صد هم مي¬خواهيم برويم. شما چه كاره هستيد؟ شما هم يك عضو آژانس هستيد مثل بقية اعضا؛ احترامتان را هم داريم، تشريف ببريد توي آژانس شما حرفتان را بزنيد ما هم حرفمان را مي¬زنيم. هم از تأسيسات شما بازرسي بشود، گزارش واقعي بيرون بيايد و هم از تأسيسات ما. اشكالي كه ندارد. ما مخالف بمبيم. آماده هم هستيم راجع به مسائل گوناگون صحبت كنيم.
من ديدم بعضيها گفتند فلاني مخالف مذاكره است. اين هم از آن حرفهاي بي ربط است. اتفاقاً من كه اهل گفتگو هستم. مي¬بينيد كه همه جاي دنيا مي¬روم. جالب است همانهايي كه اين حرفها را مي¬زنند حرف متناقض مي¬زنند. من حتي به آقاي بوش گفتم من دارم مي¬آيم نيويورك حاضرم با شما در حضور رسانه¬ها مناظره كنم. ما اهل حرف و منطقيم، ما حرف داريم. ديديد كه همه جاي دنيا مي¬روم. جالب است همانهايي كه اين حرفها را مي¬زنند حرف متناقض مي¬زنند. ديديد كه همه جايي كه حتي خطر سنگين هم بود من رفتم؛ براي اينكه ما فكر مي¬كنيم حرف و منطق براي دنيا داريم. اهل مذاكره¬ايم.
اگر يادتان باشد در 336 شهرستان من با صداي بلند اعلام كردم ملت ما اهل مذاكره است، اما راجع به حقوق مسلم خودش با كسي مذاكره نمي¬كند.
فرض كنيد آژانس، اساسنامة آژانس، معاهدة منع گسترش سلاح
هسته¬اي به ايران كه يك عضو است حق داده است كه چرخة توليد سوخت را از خودش داشته باشد. حالا يك كسي بيايد به ما بگويد، آقا بيا مذاكره كه ببينيم اين را شما مي¬توانيد داشته باشيد يا نه. ما هرگز راجع به اين مذاكره نمي¬كنيم. مگر مي¬شود؟ به چه دليل ما بايد برويم با بعضيها راجع به حقوق و اثبات حقوق خودمان گفتگو كنيم. اين يعني بر باد دادن حقوق ملت و من بارها گفته¬ام هركس راجع به حقوق مسلم خودش مذاكره بكند، حتماً بايد بخشي از آن را از دست بدهد تا تفاهم بشود.
ما راجع به تفاهم و همكاريهاي گسترده گفتگو مي¬كنيم. صدها زمينه همكاري هست. سرمايه گذاري هست. ما اين قدر اهل گفتگو هستيم كه اولين سفر نيويورك يادتان هست؟ من پيشنهاد دادم بياييد كنسرسيوم درست كنيد. شما هم بياييد مشاركت كنيد. اين دفعه يك عده¬شان گفتند شما گفته بوديد كنسرسيوم، حالا ما حاضريم. من گفتم اين پيشنهاد مربوط به دوسال قبل بود. آن موقع ما فناوري را در اين سطح نداشتيم. حالا خودمان درست كرديم، به چه دليل ما اجازه بدهيم شما بياييد در مالي كه مال خودمان است [شريك شويد]. نه. آنجا ديگر تمام شد، شما بياييد كنسرسيوم تشكيل بدهيد، تأسيسات جديد با هم درست مي¬كنيم؛ در كشور ما، در كشور شما، هر جاي دنيا. ما اهل گفتگو و همكاري هستيم.
امروز براي توسعة صلح در جهان همه بايد دست به دست هم بدهيم؛ توسعة امنيت، همكاريهاي اقتصادي و سرمايه¬گذاري. ما گفتيم ما
مي¬خواهيم 20 هزار مگاوات برق هسته¬اي بسازيم. بياييد گفتگو كنيم، بياييد سرمايه¬گذاري كنيد.
بعضي از كشورهاي اروپايي خيلي علاقه¬مندند بيايند در معادلات خاورميانه نقش ايفا كنند. بسيار خوب. بسم الله. بيايند با هم برويم به نفع مردم منطقه و براساس قانون و عدالت با هم همراهي بكنيم. امنيت شد به نفع همه است؛ بنابراين ما اهل گفتگو و مذاكره هستيم. اگر هم كسي ابهام دارد صادقانه يك سؤالي توي ذهنش است، خب بيايد بپرسد ما توضيح مي¬دهيم. ما از اينكه كسي بيايد ابايي نداريم. اما اينكه بگويند نخير در خارج از چارچوب آژانس يك گروهي هست كه آن گروه سطح حقوق شما را تعيين خواهد كرد و شما اگر مي¬خواهيد از حقتان استفاده كنيد بايد از كانال آن گروه و با رضايت آن گروه انجام بدهيد، ما هيچ¬وقت اين را نپذيرفته¬ايم، در آينده هم نخواهيم پذيرفت؛ اين را غير قانوني مي¬دانيم اما اهل مذاكره¬ايم. تمام رفتارمان از ابتدا تا الان همين بوده است. اين سياست قطعي جمهوري اسلامي است. ما در چارچوب قانون كار مي¬كنيم. ما با توسعة سلاح مخالفيم، ما مقررات را رعايت مي¬كنيم، ما حق خودمان را مي¬خواهيم. سر سوزني از حق خودمان بيشتر نمي¬خواهيم. از حق خودمان هم كوتاه نمي¬آييم. اهل گفتگو و مذاكره هم هستيم.
من فكر مي¬كنم اين سياست بسيار شفاف است. بيش از دو سال است كه داريم در هر تريبوني مي¬گوييم، همين خط را هم تا الان دنبال كرديم و تصور ما اين است كه ايستادگي ملت حول همين محورها موجب پيروزي ملت ما شده است.
حالا بعضيها مي¬گويند آقا هنوز پرونده در شوراي امنيت است، شما چطور مي¬گوييد تمام شده است. آنها يك مشت كاغذ است. اينكه براي ما اعتباري ندارد. حالا يك عده¬اي دوست دارند دور هم بنشينند كاغذ روي هم بچسبانند. و... اين براي ما ملاك نيست. ملاك آن جريان واقعي است كه در محيط سياسي طي مي¬شود. صد هزار صفحه هم درست كنند ـ نمي¬توانند ديگر تمام شد ـ تأثيري در محيط سياسي ندارد.
واقعاً آدم تعجب مي¬كند. من ديدم بعضيها اظهار نظر مي¬كنند اما چقدر ضعيف. چقدر تبليغات دشمن روي آنها اثر گذاشته و خودشان را كوچك مي¬پندارند.
من ديدم يك نفر نوشته بود طراحي امريكا براي انزواي ايران به شكست انجاميد. بعضيها مي¬خوانند از ظاهر آن خوششان مي¬آيد. فكر
مي¬كنند عجب چيز خوبي نوشته است. اين چه حرفي است. ملت ايران است كه آنها را منزوي مي¬كند و منزوي كرده است. اين را شما در دنيا مي¬بينيد. نمي¬دانم كدامتان پريشب در ميدان آزادي شهر ايروان بوديد؟ خب مي¬آمديد مردم را در خيابانها در شهر مي¬ديديد.
چه كسي منزوي است. ما به بوليوي كه رفته بوديم رابطه سياسي برقرار بكنيم، اصلاً يك كانال هم حتي تصوير ايران را پخش نمي¬كند.
آنهايي كه ادعا مي¬كنند بيايند هرجاي دنيا را كه مي¬خواهند انتخاب كنند. آنها بروند، يك نفر هم از ايران برود. بعد ببينند چه كسي منزوي است. اين¬كه بيايند به چهار كشور ضعيف، دولتمردان بريده از مردم در يك جلسه¬اي زور بياورند و يك رأيي از اينها بگيرند، اين رأي اعتباري ندارد. اين رأي ملتها نيست. مي¬بينيد كه اثري هم ندارد. دائماً مي¬گويند تحريم مي¬كنيم. چه چيزي را تحريم مي¬كنيد؟ يكي از اين سياستمداران با من صحبت مي¬كرد من به او گفتم آقا بعضي از اين كشورهاي اروپايي 28 سال است خودشان را تحريم كرده¬اند. خودشان را از ايران محروم
كرده¬اند. نه اينكه ايران را تحريم كردند.
آنها خودشان را محروم كردند ما در صنعت، تكنولوژي، بيوتكنولوژي، بهداشت، درمان، و بخشهاي گوناگون قوي¬تر شديم و پيشرفت كرديم.
گزارشگر:
آقاي دكتر مي¬خواستم ارزيابي چشم انداز روابط دولت و مجلس را از زبان شما بشنوم.
رئيس جمهور:
چشم انداز روابط دولت و مجلس. البته الان آخر كار مجلس هفتم است. ما امسال انتخابات داريم. جايگاه قانوني مجلس معلوم است. مجلس جايگاه بسيار رفيعي دارد. جايگاه دولت هم معلوم است. دولت مجري است. رئيس جمهور مجري قانون اساسي و به لحاظ رسمي شخص دوم كشور است. بار ادارة كشور به دوش دولت است. بار قانونگذاري هم بر عهدة مجلس است.
من فكر مي¬كنم بايد همه اجازه بدهيم در فضاي سياسي كشور نشاط و گفتگو باشد و حرفها زده بشود، اما نهايتاً همه بايد براي منافع ملي، خدمت به مردم، اصلاح وضع و رفع مشكلات تلاش بكنيم. اميدوارم مجلس آينده¬اي هم كه تشكيل مي¬شود با فضاي مثبت سازنده و در خدمت پيشرفت كشور باشد.
گزارشگر:
بسم الله الرحمن الرحيم. آقاي رئيس جمهور، آقاي داوودي معاون اول اعلام كرده¬اند كه يك برنامة جدي براي كنترل گراني داريد و اسم و برنامه پنجم را هم اسلامي ـ ايراني معرفي كرده¬اند. اولاً نگاه اقتصادي و ملاكهاي اصلي شما در اين برنامه چيست؟ و اينكه كنترل گراني از چه زماني شروع مي¬شود و آيا در اين برنامه به آن مسئله¬اي كه فرموده بوديد كه مي¬خواهيم تورم را به زير ده درصد برسانيم، خواهد رسيد؟
رئيس جمهور:
خيلي متشكرم. اگر خاطرتان باشد من قبلاً گفتم، ما براي تورم دو منشأ داريم؛ يك منشأ ساختارها و سازوكارهاي اقتصادي است. يك منشأ هم فضاي رواني است، يعني تورم انتظاري است و انتظار تورم است كه من نمي¬خواهم وارد اين دومي بشوم. اما در بخش اول بحث نقدينگي يا فعل و انفعالات اقتصادي را داريم.
دو عامل مهم در تورم نقش داشتند. يك كسري بودجه دولت يا نقدينگي¬اي كه از جانب دولت وارد اقتصاد و بازار مي¬شد و دوم عملكرد بانكها؛ يعني زايش و خلق و چرخش پول كه توسط بانكها در اقتصاد انجام مي¬شود.
دولت در بودجه امسال آن بخش مربوط به خودش را به طور كامل مهار كرد، يعني بودجة امسال در واقع جمع كنندة نقدينگي است. جهتش اين است كه نقدينگي را كاهش مي¬دهد. اين تا الان عمل شده، كنترلهاي لازم تعبيه شده، مديريت شده، وزرا همه مراقبت مي¬كنند. اما بخش دوم بخش سيستم بانكي است. ما در سيستم بانكي نواقص خيلي زيادي داريم. بعضي قوانين هم گذرانده شده كه كار را مشكل مي¬كند و مشكل مي¬كرد كه اگر در ذهنتان باشد ستادي تشكيل شد و دارد برنامه¬ريزي مي¬كند. به زودي نتايجش بيرون مي¬آيد.
در مديريتهاي بانك مركزي تغييراتي داده شد، نگاه در آنجا دارد تغيير مي¬كند، سيستم بانكي ما الان به لحاظ پمپاژ علت اصلي تورم است. اين غير از تورم انتظاري و انتظار تورم است. آن بحث رواني را من كنار گذاشتم، آن سرجايش است. يا مواردي كه عده¬اي وارد مي¬شوند با پول معين يك بازاري را خراب مي¬كنند؛ مثل بازار مسكن. آنها را من كنار گذاشته¬ام و وارد آن نمي¬شوم. آن چيزي را كه ما الان مي¬توانيم روي آن اثر بگذاريم. اين بخش دوم هم برنامه¬ريزيهايش تمام شده، آقاي داوودي اعلام كردند، آقاي مظاهري هم اعلام كردند، جلسات پي در پي داريم، دارد نهايي مي¬شود؛ اميدوارم در همين آبان ماه كار شروع بشود، بخشي از آن شروع شد. بخشنامة بانك مركزي روز بيست و پنجم كليدش خورد؛ يعني آن زايش گردش غير قانوني پول كه مي¬آيد به صورت چك پولهايي كه در بانكها گردش مي¬كند بدون اينكه معلوم باشد به نام چه كسي و چگونه است. بانك مركزي دارد اينها را كنترل مي¬كند و ان¬شاءالله اميدواريم به سرعت به سمت آن هدف حركت كنيم.
برنامه پنجم را اجازه بدهيد گروهي را كه گذاشته¬ايم، من اصول دوازده گانه¬اي را اعلام كردم، چارچوب اوليه را در مي¬آورند به عنوان سياستها بايد خدمت رهبري برود، تأييد كه شد بعداً اعلام خواهيم كرد.
ملاك اصلي رشد اقتصادي بالا، كاهش تورم، همبستگي ملي، كار فرهنگي و رفع نيازهاي اوليه مردم مثل ازدواج، مسكن و اشتغال است.
گزارشگر:
بعد از تغيير و تحولي كه در شوراي عالي امنيت ملي داشتيم مطالبي مطرح شد، مخصوصاً امروز در مجلس درباره استعفاي متكي وزير امور خارجه.
رئيس جمهور:
استعفاي چه كسي؟
گزارشگر:
آقاي متكي وزير امور خارجه.
رئيس جمهور:
در مجلس مطرح شد؟
گزارشگر:
بله.
رئيس جمهور:
آقاي متكي مگر بايد استعفايش را با مجلس [هماهنگ كند؟]
گزارشگر:
چنين خبري در مجلس شايعه بوده است. آيا صحت دارد؟
رئيس جمهور:
من الان دارم مي¬شنوم.
گزارشگر:
يعني شما تكذيب مي¬كنيد؟
رئيس جمهور:
استعفا چيست؟ ايشان ديشب قائم مقامش را نصب كرد. چطور استعفا داده است؟ ببينيد يك مقدار متأسفانه جنگ رواني هست. جابه¬جايي يك چيز طبيعي است. جناب آقاي لاريجاني طي يك سال اخير سه بار كتبي استعفا داده بودند، چندين بار هم شفاهي استعفا دادند، به تشخيص خودشان. ايشان از دوستان خوب بنده هستند، خيلي هم زحمت كشيدند، به تشخيص خودشان استعفا دادند. خب طبيعي بود كه رئيس جمهور هم بپذيرد. آقاي دكتر جليلي هم كه آمدند يك ديپلمات ورزيده هستند، تحصيلاتشان هم در همين زمينه هست، دكتراي روابط بين الملل دارند، از عناصر شناخته شده و نيروهاي انقلابي، جانباز جنگ تحميلي و استاد دانشگاه هستند. در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در خدمتشان هستيم.
من سياستها را اعلام كردم. همين سياستهايي است كه دو سال است ما با همينها آمده¬¬ايم و از اين به بعد هم سياستها همين چيزي است كه با آن خواهيم رفت. اينها جنگ رواني است. آقاي متكي محكم دارد كارش را انجام مي¬دهد خيلي هم با نشاط است. شايد بعضيها علاقه¬مندند اين اتفاقات بيفتد. من نمي¬دانم.
گزارشگر:
[نا مفهوم].
رئيس جمهور:
اگر آنها مرجع استعفا هستند از خود آنها بپرسيد. آقاي متكي همين الان در دولت بودند خيلي هم با نشاط، اتفاقاً تا آخر جلسه هم نشستند. چون ايشان معمولاً ملاقات دارند، جلسات دولت را به قول شما ...
گزارشگر:
با توجه به اينكه لايحه اصل 44 در حال حاضر در شوراي نگهبان در دست بررسي است و دارند كارهايي را انجام مي¬دهند. مجمع تشخيص هم چند ايراد خاص به آن وارد كرده است. آيا به نظر شما مجمع تشخيص در حال حاضر مي¬تواند چنين كاري را بكند؟
رئيس جمهور:
ما فكر مي¬كنيم مرجع رسيدگي به قوانين مجلس شوراي نگهبان است. اگر بين شوراي نگهبان و مجلس شوراي اسلامي اختلافي باشد و مجلس بر نظر خودش پافشاري كند، طبق قانون اساسي به مجمع تشخيص ارجاع داده خواهد شد. اما اينكه افراد اظهار نظر كنند آزاد است. يك قانون
مي¬خواهد تصويب بشود همه آزادند اظهار نظر كنند. اين به نظر ما اشكالي ندارد. اما آيا اينكه در روند قانونگذاري تأثيري دارد، خير. تأثيري ندارد.
گزارشگر:
در خصوص همين تغييرات گفته مي¬شود كه اين تغييرات ادامه دارد و آقاي سعيدي كيا وزير مسكن از جمله اشخاصي است كه قرار است تغيير كند.
رئيس جمهور:
اگر دلتان مي¬خواهد وزرا را عوض كنيد به من بگوييد. اينها حرفهاي دم دستي است. ببينيد، من به شما يك جمله بگويم. احمدي نژاد هيچ چيز پنهاني با مردم ندارد. من اعلام كردم بنده تنها رئيس جمهوري هستم كه خودم ابتدا به ساكن در وزرا جابه¬جايي انجام دادم. ما در دفاع ازحقوق مردم رودربايستي نداريم. نه اينكه با كسي دعوا داريم. نه همه با هم دوستيم اما بالاخره وقتي تيم در حال بازي سنگين است، مربي تشخيص مي¬دهد جابه¬جا كند. تمام. بايد جابه¬جا بشود. هر موقعي هم ما به هركس رسيديم جابه¬جايي كنيم، اولين كسي كه اعلام كرده بنده بودم يا سخنگو بوده است. ما چيز پنهاني نداريم.
گزارشگر:
انتخابات دارد آغاز مي¬شود و احزاب شروع به فعاليتهاي انتخاباتي
كرده¬اند. توصيه حضرت عالي به احزاب و گروههاي سياسي براي انتخابات چيست؟
رئيس جمهور:
ما فكر مي¬كنيم منافع و مصالح ملي، اخلاق، ادب، قانون و حرمت همديگر را همه نگه دارند. انتخابات بايد موجب همدلي بشود نه كدورت. انتخابات بايد موجب همبستگي ملي بشود. انتخابات صحنه حضور ملت و اقتدار ملي است. بي جهت به خاطر اينكه يك رأي اين بياورد يك رأي آن بياورد. ديديم كه اين بيايد آن بيايد تأثيري در حركت ملت ندارد. ملت مسير خودش را ادامه خواهد داد.
گزارشگر:
در هفته¬هاي گذشته مركز آمار ايران خدمت نظام وظيفه و دانشجويي را به عنوان شغل محسوب كرده بود و بر اين اساس نرخ بيكاري پايين رفته بود. قبل از اين هم صادرات محصولات پتروشيمي، غير نفتي حساب شده بود، در صورتي كه نفت پايه حساب مي¬شود. با وجود ارائة چنين آمارهايي اعتماد مردم نسبت به آمارها به خصوص در مورد گرانيها و تورم سلب شده است. آيا دولت نمي¬خواهد حساسيت بيشتري در اين خصوص از خودش نشان بدهد؟
رئيس جمهور:
متوجه نشدم. چطور ممكن است كه اعتماد مردم نسبت به آمارها سلب بشود.
گزارشگر:
آقاي رئيس جمهور سربازي شغل محسوب مي¬شود؟
رئيس جمهور:
اينها استانداردهايي است كه سي سال است وجود دارد و الان هم هست. اين چيزي نيست كه جديد از خودش درآورده باشد. يكي هست سؤال مي¬كند او توضيح مي¬دهد. هر چيزي كه راجع به صادرات غير نفتي است همان چيز است كه سالهاي قبل هم بوده است. حالا اگر جزو نفت بوده جزو نفت، غير نفتي بوده، همان است. اين دولت هيچ تغييري در آن نداده است. من متأسفم بعضيها خودشان در اين كشور مدير بودند با همين ملاك عمل كردند. حالا نوبت اين دولت كه مي¬رسد مي¬آيند تفكيك
مي¬كنند. آخر اين چه چيزي است؟ صادرات محصولات پتروشيمي همواره صادرات صنعتي محسوب مي¬شده حالا هم محسوب مي¬شود. تازه بدانيد آن را هم كنار بگذاريم رشد صارات نفتي ما جهش است. آن را هم كنار بگذاريم، جهش بالايي دارد. اين كه به نفع كشور است. اين هم حاصل كار صنعتگران و صادر كنندگان خودم مردم است. چرا بعضيها مي¬خواهند روحية مردم را تضعيف بكنند؟ اينها يك استانداردهايي بوده حالا هم هست.
در اين دولت هيچ¬كدام از اين استانداردها تغييري نكرده است. هر چيزي اعلام كرده¬اند همان روالي بوده كه قبلاً هم بوده است. اگر كسي مدعي است تغييراتي شده بيايد آن را اعلام كند من هم در جريان قرار بگيرم.
گزارشگر:
آقاي دكتر، جرج بوش رئيس جمهور امريكا و ديك چني در خصوص حمله به ايران اظهاراتي داشتند و همچنين ....
رئيس جمهور:
حمله به كجا؟
گزارشگر:
حمله به ايران و همچنين ساركوزي در ديداري كه با نخست وزير رژيم صهيونيستي داشته عنوان كرده كه ايران بزرگ¬ترين مشكل براي جهان است. مي¬خواستم تحليل و نظرتان را بدانم.
رئيس جمهور:
دارت مي¬دانيد چيست ديگر. بعضيها عصباني¬اند نقشه ايران را مي¬كشند در اتاقشان بعد مي¬گويند حمله. با اين دارت مي¬زنند. اجازه بدهيد مشغول باشند. خيلي شما به اين حرفها حساسيت نشان ندهيد. اما اگر آنها خيال مي¬كنند ايران براي جهان مشكل است لابد خيال مي¬كنند خودشان
جهان¬اند. اگر دقت كنيم مي¬فهميم منظور آنها از جهان و حمله چيست بعد هم ما خيلي به اينها اهميت نمي¬دهيم. من قبلاً هم گفته¬ام. بايد حوصله كنيم ببينيم آن چيزي كه در صحنة واقعي اتفاق مي¬افتد چيست.
اينها كه حرف است. حالا يك جايي بين صهيونيستها گير مي¬كنند براي اينكه دل آنها را خوش كنند يك حرف مي¬زنند، بعد مي¬آيند بيرون پيش آدمهاي درست و حسابي فوري حرفشان را عوض مي¬كنند.
ما منتظريم مقداري در رفتارشان تعادل برقرار شود ببينيم چه جور بايد تنظيم كنيم.
گزارشگر:
برخي رسانه¬ها اعلام كرده¬اند كه سفر جناب¬عالي به ارمنستان به دليل شرايط خاص كشور نا تمام مانده است. بفرماييد آيا شرايط خاص در كشور وجود دارد؟
رئيس جمهور:
شما بگوييد. شرايط خاصي در كشور هست؟
گزارشگر:
[نامفهوم]
رئيس جمهور:
ما تمام برنامه¬هايي را كه آنجا از قبل تنظيم شده بود انجام داديم. حتي من ديروز اعلام كردم. چون برنامه¬هاي ما كاملاً فشرده است. ما بايد سفرمان 22 ساعت طول مي¬كشيد؛ يعني بايد 45/10 دقيقه تهران مي¬بوديم 15/12 دقيقه به تهران رسيديم. آن هم به خاطر تجمع عظيم ايرانيان بود كه معطل شديم. تازه آن هم خودمان را بيرون كشيديم والا باز هم بايد به خاطر شور و نشاط و علاقه مردم مي¬مانديم. اينها حرفهاي در پيتي است. خيلي به اينها اهميت ندهيد.
شاعر مي¬گويد: «چون قافيه تنگ آيد، شاعر ... ايران با ثبات¬ترين كشور دنياست. ما چه مشكلي داريم. من شنيدم يكي گفته به خاطر حساسيتهاي هسته¬اي ... امروز در طول دو سال قبل ما آرام¬ترين شرايط را داريم. من گفتم قضيه تمام شده، بعد هم چه كسي را مي¬خواهند از چه چيزي بترسانند. حرفهاي بچگانه.
ديديد آقاي پوتين مي¬خواست بيايد، چه حرفهاي بچگانه زدند. آقا يك گروه آموزش ديده مي¬خواهند ترور كنند. اين خبر را مي¬سازد به او
مي¬گويد. او به او مي¬گويد. او دوباره به قبلي بر مي¬گرداند، سه تا با هم جمع مي¬شوند حرف را مي¬زنند بعد جدا جدا حرف مي¬زنند. اينها دستشان رو شده، اينها حرفهاي بي¬اساسي است.
گزارشگر:
بهاي نفت به طرز سرسام آوري بالا رفته است.
رئيس جمهور:
نه چه كسي اين را گفته است. ببينيد پس بگذاريد من به شما دو مطلب را اعلام كنم. خوب شد. اينها را بايد به شما بگويم مردم هم بدانند. قانونمند¬ترين دولت بعد از انقلاب اين دولت نهم است. در مجلس شوراي اسلامي يك كميسيون تطبيق داريم، مصوبات دولت را با قوانين تطبيق
مي¬دهد. بيشترين انطباق مال اين دولت است. كمترين اختلاف با قوانين مربوط به اين دولت است. بيشترين اعمال و اصلاح نظرات كميسيون تطبيق هم باز مال اين دولت است؛ يعني ما از چند صد مصوبه¬اي كه داشتيم كمترين آن در دولتهاي قبل 130 تا خلاف قانون بوده است. آن چيزي كه از ما ايراد گرفتند 33ـ34 تا بوده است. به محض اينكه به ما برگرداندند، اصلاح كرديم و برگردانديم. پس اين دولت قانونمند است. حتي بدانيد الان دولت دارد فشارهاي سياسي سنگيني را تحمل مي¬كند به خاطر اينكه به قانون پاي بند است. دو سه تايش را مثال بزنم. در همين قانون بودجه امسال مجلس محترم تشخيص داد 14 ـ 15 قلم جنس را آزاد كند يا قيمتش را اضافه كند. يكي از آنها گازوئيل بود. يادتان هست ديگر. ما ديديم يك ولوله¬اي شد. ما مي¬دانستيم مخالف بوديم. آن را نامه نوشتيم مجلس برگرداند، اما بقيه¬اش سر جايش است.
ما اگر اينها را اجرا نكنيم مشكلات پيدا مي¬شود. اجرا بكنيم مشكلات پيدا مي¬شود. بعضي از اينها را ما نگه داشتيم تا يك برنامه¬ريزي
دقيق¬تري بشود. مثل پتروشيمي. مثلاً تكليف كرده¬اند تمام محصولات پتروشيمي آزاد بشود. اين يعني يك وضعيتي كه نمي¬پسنديم. ما اجرا نكرديم گذاشتيم داريم آثارش را مطالعه مي¬كنيم، اما به شدت تحت فشاريم. هر روز پانزده تا پانزده تا به رئيس جمهور تذكر مي¬دهند كه چرا قانون را اجرا نكردي؟ كه ما گفتيم بسيار خوب، حالا ما بايد تدريجي اين را اجرا كنيم. بالاخره قانون شده است ديگر. يا قانون سهميه بندي بنزين را شما ديديد. دولت خودش را فدا كرد براي اينكه قانون اجرا بشود و البته اگر ما قانون را اجرا نمي¬كرديم يك گزينه ديگري مقابل ما بود، آن هم آزادسازي قيمت بنزين بود و ما واقعاً فداكاري كرديم. گفتيم قانون است اجرا مي¬كنيم. بنابراين اين دولت، دولت بسيار قانونمندي است، اما دارد فشارهاي سنگيني را هم تحمل مي¬كند. بدانيد اگر يك جايي دولت تحملي مي¬كند از آن مواردي است كه گفته¬ام كه خب پتروشيمي هست، چيزهاي ديگر هست؛ مثل آب و برق. آب و برق را من دستور دادم. دولت به وزير نيرو گفت بايد قيمت را برگرداني مثل پارسال كني. نمي¬شود كه ما مردم را همين طوري تحت فشار بگذاريم. به چه حساب؟ نمي¬ارزد كه بخواهيم كل وزارت نيرو 150 ميليارد تومان از اينجا استحصال كند، بيش از هزار ميليارد تومان فشار رواني به مردم وارد شود.
دولت دارد اين همه براي رفاه مردم خرج مي¬كند. ما چطور بياييم براي 150 تا 200 تا براي 1000 تا [مردم را تحت فشار بگذاريم.]
ما الان داريم سالي 40 هزار ميليارد تومان يارانه مي¬دهيم. چهل و شش هزار ميليارد. چهل هزار تا يارانه سوخت مي¬دهيم، شش هزار تا يارانه¬هاي ديگر مي¬دهيم. براي چه مي¬دهيم؟ براي رفاه مردم است ديگر. ما حالا بياييم براي پانصد ميليارد تومان همه مردم را تحت فشار قرار بدهيم. چرا قرار بدهيم و تورم انتظاري را در جامعه دامن بزنيم؟
داريم با دوستان مجلس در اين مورد بحث و گفتگو مي¬كنيم كه يك راهكارهايي پيدا كنيم. البته بعضيهايش اجرا شد يعني بالاخره نمي¬شود، قانون است. گفته¬اند اين پول را دربياوريد اينجا بايد خرج كنيد. خرجش را قانون كرده¬اند. ما مجبوريم برويم آن جاها خرج كنيم. خب اگر درآمد نباشد كه نمي¬شود خرج كرد. اينها هست اما دولت، دولت كاملاً قانونمندي است، شما مطمئن باشيد.
گزارشگر:
[نامفهوم]
رئيس جمهور:
نه، نه. قانون اساسي اصل 176 را بخوانيد.
گزارشگر:
برآيند سياستي كه طي دو سال گذشته اجرا شده و شما تحليل كرديد اين بود كه آقاي البرادعي هم ديديم براي اولين بار علي¬رغم فشارها و تبعات سياسي¬اي كه برايش داشت تأكيد كرد كه از موضع تعليق ديگر نبايد با ايران صحبت كرد. اما آقاي سولانا ديروز در حالي كه براي مذاكره با آقاي جليلي به رم رفتند دفترشان اعلام كرد كه يك بار ديگر مي¬خواهند بسته پيشنهادي اروپا را به ايران عرضه بكنند. آيا اين بسته هنوز از طرف ايران مورد بررسي قرار مي¬گيرد؟ به هر حال شما اين سياست را چگونه تعبير مي¬كنيد؟
رئيس جمهور:
من گفتم ما هر پيشنهادي را بررسي مي¬كنيم. اما حقوق ملت ايران قابل مذاكره نيست. آنها هم خودشان فهميده¬اند، گفته¬اند آقا ما اين را مي¬دهيم تعليقش را كنار بگذار، در مورد بقيه¬اش گفتگو مي¬¬كنيم. ما گفتگو مي¬كنيم. ببينيد اينها مهم نيست. مهم روندي است كه در روي زمين دارد اتفاق
مي¬افتد. ملت ايران دارد روي زمين جلو مي¬رود، حقوق خودش را استيفا مي¬كند، شرايط سياسي به نفع ملت ايران است. آنهايي كه يك روزي به ما مي¬گفتند براي 20 تا سانتريفيوژ بايد ده سال مذاكره كني، حالا مي¬گويند آقا روي سه هزار تا بايست. دقت كنيد. ما مي¬گوييم چرا؟ ببينيد مسير چگونه جلو آمده است. اين مسيري است كه بايد ادامه بدهيم. به نظر من بعد سياسي آن خاتمه يافته است. بحثهاي حقوقي مي¬ماند به اضافة همكاريهاي مشترك. هر پيشنهاد سازنده¬اي بيايد ما گفتگو مي¬كنيم. ما محدوديتي براي دريافت پيشنهادهاي سازنده از جانب هيچ كسي نداريم. به خصوص اروپاييها، كه به نفع اروپاييهاست كه با ايران كار كنند. ما هم علاقه داريم كه با آنها كار كنيم اما اروپائيان از كار با ايران نفع بيشتري مي¬برند. خودشان هم اين را مي¬دانند. تا به حال هم اشتباه كرده¬اند دنبال امريكا راه افتادند. مستقل باشند به نفع آنهاست. ما هم دوست داريم با آنها كار بكنيم. موفق باشيد.
گزارشگر:
لايحه بودجه را كي قرار است تقديم مجلس كنيد؟
رئيس جمهور:
زودتر
گزارشگر:
زودتر يعني چه وقت؟
رئيس جمهور:
زودتر از وقت آن.
گزارشگر:
وزراي پيشنهادي نفت و صنايع را چه زماني معرفي مي¬كنيد؟
رئيس جمهور:
در همين ماه؛ هفت هشت ده روز ديگر ده دوازده روز ديگر معرفي مي¬كنم.
ببينيد، راجع به بودجه دو نكته را من به شما بگويم. اول اينكه ما امسال بودجه را زودتر به مجلس مي¬دهيم.
گزارشگر:
يعني كي؟
رئيس جمهور:
يعني حداقل يك ماه زودتر مي¬دهيم. همين آذرماه مي¬دهيم يعني ما الان داريم كار بودجه را تمام مي¬كنيم.
اما نكته مهم¬تر در بودجه اين است. من خواهش مي¬كنم چون بودجه حقوق مردم است. مردم بايد از چگونگي بودجه و اتفاقاتي كه در بودجه مي¬افتد مطلع باشند. بودجه¬اي كه ما داريم منطبق بر قانون اساسي است. يك روالي از گذشته بوده همين طور جلو آمده است، بودجه سه اشكال اساسي دارد. اشكال اولش اين است كه شفاف نيست. آنقدر بودجه¬ها در جاهاي گوناگون پراكنده است. ششصد دستگاه درست شده است كه اينها معلوم نيست مسئوليتشان كجاست. اينها همه مي¬روند جداگانه از سازمان مديريت، معاونت برنامه¬ريزي پول مي¬گيرند. شفاف نيست. پولها پخش شده تحت عناوين گوناگون يك وزارتخانه¬اي هم كه كارش مثلاً راهسازي است، قاطي راهسازيها يك پولي بابت پژوهش مي¬گيرد. در صورتي كه بودجة پژوهش بايد شفاف باشد. بودجه فرهنگ بايد شفاف باشد. چقدر پول مي¬دهيم، چه كاري مي¬خواهيم. اينها معلوم نيست. پس عدم شفافيت.
دو، پيچيدگي و غامض بودن. اين قدر تبصره تو تبصره هست. بند تو بند هست، اين قدر بند درست شده، اين قدر قوانيني كه دائمي است در قالب تبصره¬ها آمده است. در صورتي كه مي¬دانيد در قالب بودجه نمي¬شود قانونگذاري كرد. قانون بودجه خودش يك چيز مستقل است عمرش هم يكسال است. اما شما بياييد يك تبصره¬اي بگذاريد، سي سال هم تكرارش كنيد. خب اين قانون دائمي است. آن وقت اين قدر اين تبصره¬ها توهم توهم باشد كه ديگر مفهوم بودجه از بين برود و آن قدر پيچيده بشود كه هيچ كس تصوير روشني از بودجه نداشته باشد.
بعضي وقتها بستن يك موافقتنامه نه ماه طول مي¬كشد؛ يعني نه ماه گذشته هنوز كار شروع نشده است؛ براي اينكه اين قدر تو اين تبصره¬ها پيچ در پيچ گذاشته¬اند كه همه گيج مي¬شوند و سومين اشكال اين است كه حيطة مسئوليتها معلوم نيست. ما بيست ارگان و سازمان داريم كه بودجه فرهنگي از دولت مي¬گيرند، اما معلوم نيست كه مأموريتشان را چه كسي بايد تنظيم و نظارت كند. مشكلات فرهنگي را وزير ارشاد بايد برود پاسخ بدهد، اما بودجه¬اي كه دست وزارت ارشاد است كمتر از بودجه¬اي است كه در اختيار نهادهاي پراكندة فرهنگي است. اين خلط حوزة مسئوليتهاست. بقيه وزارتخانه¬ها هم همين طور. ششصد دستگاه. در حالي كه طبق قانون اساسي اصل شصت اعمال قوة مجريه توسط رئيس جمهور و وزراست. رئيس¬جمهور مي¬تواند بخشي از اختيارات خودش را به ديگران تفويض كند. آن هم كه چند معاون هستند كه ما گذاشته¬ايم. آن هم معاونهايي كه يك نهادي زير دستشان است، مثل تربيت بدني، محيط زيست و انرژي اتمي.
ما به اينها اختيارات داديم كه اينها بتوانند مثل معاون اجرايي رئيس جمهور، در بودجه دخالت كنند؛ يعني يك پولي بدهيم بگوييم اين جوري هزينه كن جواب بده. ششصد دستگاه.
ما آمديم طي سه چهار مرحله اينها را به سمت قانون اساسي برديم. گفتيم هر وظيفه¬اي به حوزة تخصصي خودش باز¬گردد. تمام كارهايي كه مربوط به آموزش و پروش است بايد زير نظر وزير آموزش و پرورش برود. تمام كارهايي كه مربوط به آموزش عالي است زير نظر وزير آموزش عالي است. تمام كارهاي فرهنگي زير نظر وزير فرهنگ است. تمام كارهاي كشاورزي زير نظر وزير كشاورزي است. عيب ندارد آن نهاد يا گروهي كه درست شده است بايد برود پولش را از وزير بگيرد. وزير هم بايد به او مأموريت بدهد بگويد تو بايد اين بخش از پازل كار فرهنگي ما را تكميل كني. نه اينكه پول را مي¬گيرد به كسي هم نه پاسخگو است نه چيزي. اينكه اصلاً نشد كه.
ما اينها را جمع كرديم، مجموعاً ـ دقت كنيد ـ 68 دستگاه شده است. سي تا استانداريها هستند، بيست و يكي وزرا هستند، هفده هجده تا هم دستگاههاي اصلي هستند. ششصد تا شصت و هشت تا شده است. آن را هم داريم باز كم مي¬كنيم، احتمال زياد به شصت تا مي¬رسد. در كشور شصت تا مسئول هستند، ما هم ديگر لازم نيست نه ماه موافقتنامه مبادله كنيم. نه دولت شصت تا موافقتنامه مبادله مي¬كند، تمام. اين را مي¬تواند يك هفته انجام دهد. بعد هم از اينها مسئوليت مي¬خواهد؛ يعني رئيس جمهور حداكثر با شصت نفر طرف است نه اينكه با ششصد نفر؛ يعني رئيس جمهور بايد از ششصد نفر حساب كتاب بكشد، اينكه نمي¬شود. رئيس جمهور بايد از شصت نفر حساب كتاب بكشد و هر وزيري، هر معاون رئيس جمهوري در حوزة كاري خودش بايد برود دقت كند، سياستها، قانون و برنامه را اجرا بكند.
به نظر ما اين در قانون بودجه يك تحول بزرگ است. تبصره¬هايي كه در قانون بودجه بود خلاف قانون اساسي بود، خلاف روح قانون نويسي، خلاف روح علم برنامه¬ريزي و برنامه¬نويسي بود؛ ما داريم شفاف
مي¬كنيم، ما مي¬گوييم قانون بودجه بايد آن قدر شفاف باشد كه هر عضوي از خانواده ايران بزرگ كه سواد خواندن و نوشتن دارد اين بودجه را وقتي مي¬گيرد، مي¬خواند بايد بفهمد امسال دولت چه كار مي¬خواهد بكند و براي هر كاري چقدر مي¬خواهد پول بدهد و چه كسي اين را انجام
مي¬دهد؛ يعني سه سؤال را جواب مي¬گيرد. چه كار با چه پولي توسط چه كسي؟ اين باعث مي¬شود مردم حقوق خودشان را بشناسند، نظارت كنند و كمك كنند. آن قدر اين قانون بودجه پيچيده است كه كسي حوصله
نمي¬كند آن را بخواند. آن قدر تو در تو است كه اصلاً نخبگان، فرهيختگان و صاحب نظران نمي¬توانند نظر كارشناسي دربارة آن بدهند. خود وزرا اصلاً نمي¬توانند تا آخر سال مسلط بشوند. چون در يك تبصره باز به چند تا تبصره سالهاي قبل و سالهاي قبل¬تر اشاره كرده است. آدم مي¬خواهد يك قانون بودجه شصت هفتاد صفحه¬اي را بخواند بايد سي هزار صفحه را بخواند تا بفهمد اين چه مي¬گويد. آدم اجرايي كي وقت دارد؟ ما مي¬گوييم آقاي وزير نيرو مثلاً پانصد ميليارد تومان به شما پول مي¬دهيم پايان سال بايد اين قدر سد براي ما بسازي. اين قدر پول مي¬دهيم بايد اين قدر نيروگاه براي ما بسازي. همة بودجه¬هاي پژوهشي را جمع و متمركز كرديم. بخشي دست وزير است در داخل دانشگاهها يك بخش هم دست معاون علمي است هركس هم مي¬خواهد برود قرار داد ببندد، كار پژوهشي بكند نه اينكه دولت سه هزار ميليارد تومان بودجه پژوهشي مي¬دهد آن قدر پراكنده است، اصلاً ما هيچ جمع¬بندي¬اي نداريم. با اين سه هزار ميليارد تومان كدام مشكل كشور حل شد. اينها را جمع كرديم، اين گام بعدي اصلاحات ساختاري است كه قبلاً هم وعده¬اش را در همين جا دادم، بودجه را جمع كرديم.
ان¬شاءالله مجلس محترم هم همراهي خواهد كرد. من خواهش مي¬كنم بعضيها نروند بي خودي شلوغ كنند، دستگاهي نگاه كنند. آقا ما يك بودجه¬اي داشتيم مستقل بوديم براي خودمان هر كاري مي¬خواستيم
مي¬كرديم. كسي كاري به كار ما نداشت. حالا بايد برويم به وزير جواب بدهيم. بله بايد برويد جواب بدهيد. اين قانون اساسي ماست. اين ميثاق ملي ماست. اين نظر رهبري نظر رئي?
شناسه خبر: 11318
- مصاحبه ها
- رئیس جمهور